مرتضى مطهري

461

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

هجرت به هجرت از سيئات كه : * ( المهاجر من هجر السيئات ، و ) * [ از جهاد به جهاد با نفس كه : ] * ( المجاهد من جاهد نفسه . ) * آيا اين درست است يا نه ؟ جواب اين است : اگر به معنى نفى هجرت از خانه و لانه و درگيرى با نيروهاى خارجى باشد و به معنى انحصار هجرت به هجرت و سلوك معنوى ، و جهاد به جهاد با نفس باشد البته صحيح نيست ولى اگر به معنى اين است كه هجرت منحصر به هجرت ظاهرى و جهاد منحصر به جهاد با دشمن نيست ، البته اصلى است اسلامى غير قابل انكار . هجرت معنوى و جهاد معنوى ، روح هجرت ظاهرى و جهاد جسمانى است : ولى نكتهء قابل توجه اين است كه از نظر اسلام دو نوع هجرت و دو نوع جهاد كه هركدام حساب جداگانه داشته باشد در كار نيست ، بلكه يكى به منزلهء روح ديگرى است . هجرت از وطن بايد در عين حال هجرت الى الله و رسوله باشد ، لهذا قرآن مىگويد : و من يخرج من بيته مهاجراً الى الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله . گويى مهاجر از خانه اش كه بيرون مىرود مستقيماً به سوى خدا بالا مىرود . و دربارهء جهاد ، مكرر مىفرمايد : * ( فى سبيل الله ) * . عليهذا هجرت از خانه و لانه و جهاد با دشمن نمىتواند از هجرت الى الله و جهاد با نفس لله و فى الله جدا باشد . بلى ، ممكن است هجرت الى الله و جهاد با نفس در غير مظهر هجرت از وطن و جهاد با دشمن نيز صورت گيرد . ضرورت حيات ، روح هجرت و جهاد : و . روح هجرت ، آزادى از اسارت محيط است و روح جهاد ، عدم تسليم در برابر نيروى دشمن خارجى . مسلمان واقعى اسير و چسبيدهء شرايط خاص محيط نيست و فرضاً نتواند تغيير دهد ، آن را از خود طرد مىكند و خود را مانند نوزادى كه از مادر جدا مىشود از تبعيت صد درصد او مىرهاند ، همچنان كه در برابر نيروهاى مخالف سر تسليم فرود نمىآورد و درگير مىشود . پس هجرت يعنى جدا شدن و